X
تبلیغات
زنگ تفریح

زنگ تفریح

اطلاعات

عشق یعنی...

سلام دوستان خوبید می خوام از این به بعد داستان های خیلی خیلی زیبا بزارم خیلی قشنگه!قسمت اول داستان عشق یعنی رو براتون می زارم نظر یادتون نره !!!!!!!!!!!!!!!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 9:38 AM  توسط سیما  | 

عکس های عشقولانه

دوستان سلام خوبید ؟از نظرات شما ممنون  بیشتر برام بگذارید راستی عکس ها یه مشکلی داره برام توی نظر خواهی آدرستون رو بگذارید تا بیام و سر بزنم و آدرستونو به برو بچ بدم!!!  راستی هفته ی دیگه یه چیز باحال می زارم که هیچ کس نداره!!!

همتونو دوست دارم

 

+ نوشته شده در  ساعت 9:56 PM  توسط سیما  | 

پنج خوردنی مفید برای کمک به خوابیدن

مطالب دکتری!!!!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 2:34 PM  توسط سیما  | 

 

هر دم از عمر می رود نفسی

                           چون نگه می کنم نمانده بسی
ای که پنجاه رفت و در خوابی

                           مگر این پنج روزه دریابی
***********

نیک و بد چون همی بباید مرد

                             خنک آنکس که گوی نیکی برد

********
برگ عیشی به گور خویش فرست

                            کس نیارد ز پس، تو پیش فرست

خسته ام ، منتظرم ، لحظه شماری سخت است

 

آنگاه که غرور کسی را له می کنی،
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ،

می خواهم بدانم،
دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای
خوشبختی خودت دعا کنی؟

 

پروانه گاهی فراموش می کند که زمانی کرم بوده است. و کرم نمی داند که روزی به پروانه ای زیبا بدل خواهد شد ...

فراموشی و نادانی مشکل امروز ماست ...

 

+ نوشته شده در  ساعت 12:3 PM  توسط سیما  | 

يه روز غضنفر ميره خواستگاري,مي بينه دختره سيبيل داره.بهش ميگه شما چرا سيبيل داري؟ دختره گريه مي كنه. غضنفر مي ره از دلش در بياره, ميگه چرا گريه مي كني؟ مرد كه گريه نمي كنه.

غضنفر سوار ماشين تهرونيه بوده، تهرونيه هم يهو كل ميگذاره، پاشو ميگذاره رو گاز.. سرعت 100... 150...160... بعد برميگرده به غضنفر ميگه: ترسيدي؟! به خودت شاشيدي؟! غضنفر ميگه: سيكتير بابا!! بيا بهت سرعت نشون بدم! خلاصه تهرونيه رو ميبره سوار پيكانش ميكنه، بعد پاشو ميگذاره رو گاز.. سرعت 100.... 120...140...160... 180... برميگرده به تهرونيه ميگه: حالا ترسيدي؟ به خودت شاشيدي؟! تهرونيه ميبينه اين يارو كله خره، داره همينجور گاز ميده.. ميگه: آره بابا شاشيدم.. بيخيال شو! غضنفر برميگرده ميگه: الان ديگه بريني هم فايده نداره، ترمز بريده!!!

قزوينيه هفت جلد مثنوي مي‌نويسه به اسم خسرو و فرهاد 

يه روز غضنفر يه جيرجيرك مي گيره تا صبح روغن كاريش ميكنه...

زنِ غضنفر دو قلو ميزاد،‌ غضنفر ميره صورت حساب بيمارستان رو حساب كنه،‌ به يارو ميگه:‌ حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم! 

از غضنفر می پرسن قویترین حیوان چیه؟ میگه:مورچه   میگن:چطور؟؟؟میگه:آخه یبار یه مورچه رفته بود تو پریز برق خواستم درش بیارم یه لگد زد 10 متر پرتم کرد. 

غضنفر توی قرعه کشی شرکت میکنه ۶ماه زندان برنده میشه

غضنفر سرش ميخوره به ميلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن، ميگه: ولش كنين ببينم چي ميگه! 

يك بابايي داشته از سر كار برميگشته خونه، يهو ميبينه يك جمع عظيمي دارن تشييع جنازه ميكنند، منتها يجور عجيب غريبي: اول صف يك سري ملت دارن دو تا تابوت رو ميبرن، بعد يك يارو مرده با سگش راه ميره، بعد ازون هم يك صف 500 متري ملت دارن دنبالشون ميرن. يارو كف ميكنه، ميره پيش جناب سگ دار، ميگه: تسليت عرض ميكنم قربان، خيلي شرمندم...ميشه بگيد جريان چيه؟ يارو ميگه: والله تابوت جلوييه خانممه، پشتيش هم مادر خانومم... هردوشون رو ديشب اين سگم پاره پاره كرده! مرده ناراحت ميشه، همينجور شروع ميكنه پشت سر يارو راه رفتن، بعد از يك مدت برميگرده ميگه: ببخشيد من خيلي براتون متاسفم، ميدونم الانم وقت پرسيدن اينجور سوالا نيست، ولي ممكنه من يك شب سگ شما رو قرض بگيرم؟! مرده يك نگاهي بهش ميكنه، اشاره ميكنه به 500 متر جمعيتي پشت سر، ميگه: برو ته صف!

غضنفر سیگارش روشن نمی شده میزاره تو سرازیری حلش میده..

یه بار یه قورباغه با یه طوطی ازدواج می کنه بعد بچه شون می شه قوطی. 

دكتر نظام وظيفه پسر لاغري را معاينه كرد و در برگه نوشت:

- معاف، به دليل ضعف جسماني.

پسر لاغر با خوشحالي گفت: آخ جون! فوري مي‏رم زن مي‏گيرم.

دكتر نوشت: و همچنين ضعف عقلاني...

غضنفر خودشو می زنه به کوچه علی چپ گم میشه.

غضنفر اسم بچه شو می زاره رستم می ترسه صداش کنه.

 قزوينيه يه كيسه برنج تبرك ميخره درشو باز ميكنه ميگه اِ اِ اِ اِ اِ ..... پس حميدش كو؟؟؟؟؟؟؟؟

غضنفر تو چشمش اشغال می ره می ره سا عت ۹سر کوچه.

زن گفت: به نظر من با استفاده از عقل مي‏شه جلوي بسياري از موارد طلاق رو گرفت.

مرد گفت: و همچنين جلوي بسياري از ازدواج‏ها رو.

عمليه شب جمعه‌ نشسته بوده تو حياط واسه خودش بساط ميزوني جور كرده بوده و تو حال بوده، كه يهو يك توپ از آسمون مياد ميزنه بساط منقل و وافورش رو به گند ميكشه. خلاصه بدبخت صاب وافور همينجوري هاج و واج نشسته بوده داشته به شانس گند خودش لعن و نفرين ميفرستاده، كه يهو صداي زنگ در بلند ميشه و حالا زنگ نزن كي زنگ بزن! جناب عملي با هزار بدبختي، خودشو ميرسونه دم در، ميبينه پشت در يك بچه ده-يازده ساله واستاده، هي داد ميزنه: توپم...توپم! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه: اي بي ظرفيت! بابا خوب منم توپم... ديگه نميام كاسه كوزه مردم رو بهم بزنم كه! 

غضنفر داشته پشت بوم خونش رو آسفالت ميكرده آسفالت زياد مياره‌ سرعت گير ميذاره 

به غضنفر می گن شغلت چیه؟می گه:یه اطلاعاتی هیچ وقت شغلشو به کسی نمی گه 

به رشتيه ميگان از زنت ميترسي؟

ميگه كي؟ من؟ عين سگ   

غضنفر پلیس مخفی می شه الان سه ساله ازش خبری نیست

غضنفر تو جبهه بوده از هر طرف خمپاره ميومده يكي داد ميزنه سنگر بگيريد غضنفر از اون ور ميگه واسه من بربري بگيريد 

به غضنفر میگن چی شد معتاد شدی یک با بچه ها قرار گذاشتیم روزهای تعطیل یکم تفریحی بکشیم یکدفعه عید شد و دو هفته تعطیل شد. 

پسره: من تا 25 سالم نشه ازدواج نمي‏كنم.

دختره: منم تا ازدواج نكنم 25 سالم نمي‏شه. 

به یک پاندا میگن بزرگترین آرزویی که داری چیه میگه عکس رنگی بگیرم.!!!

به غضنفر میگن تبريک میگيم پدر شدی!!! میگه ايييول پس به خانومم نگيد ميخوام سورپريزش کنم 

تو قزوين زلزله مياد از سقف يه بچه ميفته پائين قزوينيه می‌گه : اه‌ه‌ه‌ه هنوز زلزله تموم نشده ، کمک مردمی رسید.

به یک اسکلته می گن یک دروغ بگو می گه تپلویم تپلو صورتم مثل هلو !!! 

یه بار چهارتا لور سوار اسانسور میشن هر کاری میکنن اسانسور حرکت نمیکنه بعد یه اقایی با کیف سامسونت وکت وشلوار می اد اسانسور راه می افته میگن بعد با هم می گن به سلامتی اقای راننده صلوات

چوپان دروغگو میمیره میبرنش اون دنیا میگن اسمت چیه میگه دهقان فدا کار

قزوينيه تو صف نون وايي بوده که شاطر ميگه نون تموم شد همه داشتن ميرفتن که قزوينيه ميگه نون تموم شده چرا صفو به هم میزنید؟

به گوسفنده می گن بزرگ ترین ارزوت چیه میگه یک بارم شده جلو وانت بشینم

غضنفر رو براي اولين بار مي برند توي هلي کوپتر ، توي آسمان از سمت چپي اش مي پرسه : شما گرمتونه ؟ طرف مي گه : نه. از سمت راستي اش مي پرسه شما گرمتونه ؟ اون يکي هم مي گه نه. بعد غضنفر بلند مي گه : آقاي خلبان هيچ کس گرمش نيست. اون پنکه سقفي رو خاموشش کن

میدونی چرا قزوینیا آدمای خوشبختین؟ چون  هیچ وقت بخت و اقبال جرات نمیکنه بهشون پشت کنه..!!!

 آدما 2 دسته هستند:اونای که روشون مگس می شینه و اونای که روشون مگس نمی شینه دسته اول ادمای خیلی گهی هستن و دسته دوم معلوم هیچ گهی نشدن!!!

غضنفر ديش ماهوارشو می ذاره رو پشت بوم روش مينويسه کولر!! 

غضنفر 2000 تومني پيدا مي كنه ميگه ما از اين شانسا نداريم پارش میکنه

یه روز یه رشتی دعا میکنه که حق به حق دار برسه صبح پامیشه میبینه که هیچ کدوم از بچه هاش نیستش

یک روز به غضنفر میگن چرا تو جوب نشستی میگه میخوام در جریان باشم

قانون 20 نيوتون ميگه : اگه تو وقتي خيابون راه ميرين يه دفعه يه چيز گرم و نرم رو سرتون احساس کردين مطمئن باشين که از اون بالا کفتر مي آيد

غضنفر مي خواسته زير دريايي آمريکايي ها رو غرق کنه در مي زنه و فرار مي کنه!!!

غضنفر تو همت داشته برعکس میرفته رادیو میگه یه احمق تو بزرگراه همت داره مخالف میاد. ترکه میگه: یه احمق نه 1000تا احمق!!! 

چند تا از فرقهاي بين دخترا و پسرا 1-دختر ها خيلي دوست دارند جاي پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جاي دختر ها باشند 2- اگر يه دختر يک مشکل غير قابل حل داشته باشه از خونه فرار ميکنه اما يه پسر اگر يک مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو از خونه فراري ميده 3- يه دختر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه خودکشي ميکنه اما يه پسر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو ميکشه  

غضنفر داشته پیاده راه می رفته بهش میگن آقا کجا میری؟میگه دارم میرم کارواش .میگن خوب چرا پیاده ؟ میگه دو قدم راه که دیگه ماشین نمی خواد  

غضنفر پیتزا میخوره شب بربری میاد تو خوابش!!! میگه آهااااااااای بی وفا دیگه دوسم نداری؟؟؟  

فيلسوف آلماني مي گويد: انسان موجود عجيبي است! اگر به او بگوييد در آسمان يكصد ميليارد و نهصد و نود و نه ستاره وجود دارد بي چون و چرا مي پذيرد اما اگر در پاركي ببيند روي نيمكتي نوشته اند: رنگي نشويد, فورا انگشت خود را به نيمكت مي كشد تا مطمئن شود

غضنفر واستاده بوده سر كوچه، هي اخ و تف مينداخته، باخودش ميگفته: نامرد عجب دست فرموني داشت!  يك بابايي ازش ميپرسه: ببخشيد، ميشه بگيد چيكار ميكنيد؟ ميگه: طرف تو كوچه شيش متري با تريلي هيجده چرخ اومده بود ميخواست دور بزنه گفتم نميشه گفت: اگه شد چي؟ گفتم اگه شد بيا برين تو دهن من! ! نامرد عجب دستفرموني داشت!

به غضنفر ميگن عجب مملکت خر تو خری داريم ميگه آره بابا من ۳ بار رفتم سربازی هيچکی نفهميد. 

غضنفر می خواسته زير بارون خيس نشه ، هی جاخالی مي داده . 

يه كبوتره ايكس ميزنه بجای نامه ايميل ميده

يه روز غضنفر مي ره استخره مي ره توچهارو نیم متري و مياد بالا بعد به خودش ميگه اون بنا که کاشيا کف استخر را کار کرده عجب نفسي داشته. 

از غضنفر ميپرسن اسم كوچيك فردوسي چيه؟ميگه: ميدان!!

يه روز غضنفر ميره يه خونه يكي دزدي، چون چيزي براي دزديدن پيدا نميکنه، مشقاي بچه رو خط ميزنه.

غضنفر داشته راه ميرفته خسته ميشه شروع ميکنه به دويدن

به غضنفر ميگن: چرا ماشينت را از پلاكش شروع ميكني به شستن؟ ميگه: يه دفعه از سقف شروع كردم به شستن رسيدم به پلاكش ديدم كه ماشين خودم نبود

ميدونی چرا خانم ها کمتر فوتبال بازی می کنند؟

چون کمتر پيش مياد که يازده تا خانم راضی بشن همزمان يه جور لباس بپوشن 

 

+ نوشته شده در  ساعت 11:47 AM  توسط سیما  |